اين خىابان سرعت گىر ندارد

by

36 min read
Rate this book:
151 pages 2017

About This Book

شايد همه چيز از يک موضوع انشاي ساده در دوره‌ي راهنمايي‌اش شروع شد: «در آينده مي‌خواهيد چه‌کاره شويد»؟ راوي «اين خيابان سرعت گير ندارد» مي‌خواهد راننده تاکسي شود. مي‌خواهد با وجود تنعم خانواده اين شغل مردانه و در عين حال نازل از نظر اطرافيانش را برگزيند. شايد در ابتدا اين خواسته و رسيدن به آن چندان دور از ذهن نباشد اما اگر در محيطي مردسالار باشي آن وقت به قول راوي بايد «پوستت به پوست کرگدن بگويد زکي» تا بتواني از عهده‌اش برآيي. اين‌ها و علاوه بر آن عشقي تازه، راوي را در مسير اتفاقاتي قرار مي‌دهند که هرآن ترس لغزيدن و پا پس کشيدنش مي‌رود.

Buy This Book

As an Amazon Associate and Bookshop.org affiliate, BookOrb earns from qualifying purchases.

Write a Review

Sign in to write a review.